زندگی

خدایا...



زندگی ات 



مانند حرفِ پسر بچه ایست،



که گریه کنان به مادرش میگفت



هم "میزنی" هم میگی "گریه نکن"!!!

فیلم خارجی

برای بعضی از آدمها


محبت


مثل فیلم خارجی بدون زیرنویس می مونه ؛


نمی فهمنش

تمام، محبوبم

نامه آخر تو را خواندم ، گفته بودي : « تمام ! » ، محبوبم !

 

گفته بودي كه «…» باز يادم رفت ، آخ ! اول سلام محبوبم ! 

 


گفته بودي كه « عاشقي سخت است، خيري از عاشقي نديدم من

 

چقدر پر غم اند ، تاريك اند ، روزها ، لحظه هام » محبوبم !

  

گاهي از اين سوال مي كردي ، گاهي از آن فداي معرفتت ! 

 

حال از ما ولي نپرسيدي ، از من و شعرهام ، محبوبم !

  

هي ! بدك نيست حال ما چونكه با غم اين زمانه مي رقصيم

  

با غم اين زمانه اينجوري : دي دي دام دام دادام محبوبم !

  

من به اندازه خدا ، به خدا ، آي ليـ… لا اله الا الله !

  

دوستت دارم و نمي داني ، بيست سال تمام ! محبوبم !!

 


ناگهان مرد نامه شد ، تا شد ، بعد كبريت بود و بنزين و

  

زيرلب هي خدا خدا مي كرد  و دلش : بوم – بام - مح - بو – بم !

  

مرد فرياد مي زد و مي سوخت ، نامه ناتمام بودم كه

  

تكه تكه تمام مي شد و گفت : «حالا تمام ، محبوبم ! » 


 

رأی

من رأی میدهم




به کسی که قول دهد




تمام خیایان های این شهر و خاطره هایش را عوض کند !!

زن

گاهی اوقات

زن نیــاز دارَد در آغـوشـ ِ مـَردی غـَرق شـود


مـَردی کـه اگـر کسـی اذیـت کـرد ،
قـول دهـد همه شـان را می زَنـَد




مـردی کـه تـَه ریـش داشتـه بـاشـد
و لبخنـدش فقـط و فقـط بـرای تـو باشـد
مـردی کـه ساعتـ ها در آغـوشـَش لـَم دَهـی




بـدون ِ اینـکه بـروَد سـَر ِ اصـل ِ مطلـَب
مـردی کـه گـریـه هایـت را گـوش کنـد
و دَر خـود حـَل کنـد
مـردی کـه فقـط یـک سـر و گـردن بلنـد تـَر بـاشـد
مـردی کـه تـورا بـا دنیـا عـوض نکنـد
حتـی اگـر زشـت تـرین آدمـ ِ روی ِ زمیـن بـودی
مردی که مرد باشد !





جانم به لب رسیـده !

مثل ماهی


میان تنگِ شکسته


بالا پـریدنم از شوق نیست


جانم به لب رسیـده !

اشتباه سخت

نوشت سلام عشقم


در حالی که


تازه بهم شب بخیر گفته بود


چه اشتباه سختی

بنــد

"مـــن"

دستـــم

بـه جــایی بنــد نبـود

"او"

دلـــش!

پیــــــــر

تـــو هــم

مثل مـــــــن

پیــــــــر شـده بودی

اگـــر

خـــــــودت هم دیــده بــودی:

چگونـــــــه می رفتـــــــــی...

ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ

ﭘﯿﺎﺩﻩ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮔﺬﺷﺘﻢ، ﮔﻔﺘﯽ:" ﻗﯿﻤﺘﺖ ﭼﻨﺪﻩ ﺧﻮﺷﮕﻠﻪ؟"




 ﺳﻮﺍﺭﻩ ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﮔﺬﺷﺘﻢ، ﮔﻔﺘﯽ:" ﺑﺮ ﭘﺸﺖ ﻣﺎﺷﯿﻦ ﻟﺒﺎﺳﺸﻮﯾﯽ ﺑﻨﺸﯿﻦ!"




 ﺩﺭ ﺻﻒ ﻧﺎﻥ، ﻧﻮﺑﺘﻢ ﺭﺍ ﮔﺮﻓﺘﯽﭼﻮﻥ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺑﻠﻨﺪﺗﺮ ﺑﻮﺩ
ﺩﺭ ﺳﯿﻨﻤﺎ ﻧﯿﮑﯽ ﮐﺮﯾﻤﯽ ﻣﻮﻗﻊ ﺯﺍﯾﻤﺎﻥ ﻓﺮﯾﺎﺩ ﮐﺸﯿﺪ ﻭ ﺗﻮ ﭘﺸﺖ ﺳﺮ ﻣﻦ



 ﺑﻠﻨﺪ ﮔﻔﺘﯽ:"ﺯﻫﺮﻣﺎﺭ!"




 ﺩﺭ ﺧﯿﺎﺑﺎﻥ ﺩﻋﻮﺍﯾﺖ ﺷﺪ
ﻭ ﺗﻤﺎﻡ ﻧﺎﺳﺰﺍﻫﺎﯾﺖ، ﻓﺤﺶ ﺧﻮﺍﻫﺮ ﻭ ﻣﺎﺩﺭ ﺑﻮﺩ



 ﺩﺭ ﭘﺎﺭﮎ،



 ﺑﻪ ﺧﺎﻃﺮﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﭘﺎﻫﺎﯾﻢ ﺭﺍ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﻨﻢ
ﻧﺘﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﺑﻪ ﺍﺳﺘﺎﺩﯾﻮﻡ ﺑﯿﺎﯾﻢ، ﭼﻮﻥ ﺗﻮ ﺷﻌﺎﺭﻫﺎﯼ ﺁﺏ ﻧﮑﺸﯿﺪﻩ ﻣﯿﺪﺍﺩﯼ
ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﭘﻮﺷﯿﺪﻩ ﺑﺎﺷﻢ ﺗﺎ ﺗﻮ ﺩﯾﻨﺖ ﺭﺍ ﺣﻔﻆ ﮐﻨﯽ ﻣﺮﺍ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﻣﯽ ﮐﻨﻨﺪ ﺗﺎ



 ﺗﻮ ﺍﺭﺷﺎﺩ ﺷﻮﯼ!
ﺗﻮ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﻜﺮﺩﻱ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻲ ﺯﻥ ﮔﺮﻓﺘﻦ ﺣﻤﺎﻗﺖ ﺍﺳﺖ



 ﻣﻦ ﺍﺯﺩﻭﺍﺝ ﻧﻜﺮﺩﻡ ﻭ ﺑﻪ ﻣﻦ ﮔﻔﺘﻲ ﺗﺮﺷﻴﺪﻩ ﺍﻡ
ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺷﺪﯼ ﻣﺮﺍ ﺑﻪ ﺯﻧﺠﯿﺮ ﺍﻧﺤﺼﺎﺭﻃﻠﺒﯽ ﮐﺸﯿﺪﯼ



ﻋﺎﺷﻖ ﮐﻪ ﺷﺪﻡ ﮔﻔﺘﯽ ﻣﺎﺩﺭﺕ ﺑﺎﯾﺪ ﻣﺮﺍ ﺑﭙﺴﻨﺪﺩ
ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﻟﺒﺎﺱ ﻫﺎﯾﺖ ﺭﺍ ﺑﺸﻮﯾﻢ ﻭ ﺍﻃﻮ ﺑﺰﻧﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪﺧﻮﺵ ﺗﯿﭗ



 ﻣﻦ ﺑﺎﯾﺪ ﻏﺬﺍ ﺑﭙﺰﻡ ﻭ ﺑﻪ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﺮﺳﻢ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ﺁﻗﺎﯼﺩﮐﺘﺮ
ﻭﻗﺘﯽ ﮔﻔﺘﻢ ﭘﻮﺷﮏ ﺑﭽﻪ ﺭﺍ ﻋﻮﺽ ﮐﻦ، ﮔﻔﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﻣﺎﻝ ﻣﺎﺩﺭ ﺍﺳﺖ



 ﻭﻗﺘﯽ ﺧﻮﺍﺳﺘﯽ ﻃﻼﻗﻢ ﺑﺪﻫﯽ
ﮔﻔﺘﯽ ﺑﭽﻪ ﻣﺎﻝ ﭘﺪﺭ ﺍﺳﺖ.
ﺣﺎﻝ ﺍﯾﻦ ﻣﺮﺩﺍﻧﮕﯽ ﺳﺖ؟؟؟؟

تـــو دیـگه افتادی…

وقـتی از چـشمِ کـسی بیُــفتی ،

مثلِ یــک قـــطره اشک ..

دیگه فــرقـی نمیــکنه کجـــا بـــاشی !؟

گوشه ی چشم ..

رویِ گونه ..

و یا ..

رویِ خــاک !

تـــو دیـگه افتادی…

چـشــــم هـای لـعـنـتـی

دکـتـر چـه مـی فـهـمـد

جـز چـنـد اسـمِ کـوفـتـی کـه بـه خـوردم دهـد ؟!

قـــــرص...

قـــــرص

قـــــرص

طـاقـتـم طـاق مـی شـود

وقـتـی زل مـی زنـم بـه آنـسـوی ِ پـنـجـره

و آن چـشــــم هـای لـعـنـتـی

نــیــســـتــنـد !

دیوانه

دیوانه نمی‌گوید "دوستت دارم"


دیوانه میرود،


تمام دوست داشتنی ‌ها را


به هر جان کندنی که شده، جمع می‌کند از هر دری


و میزند زیر بغلش


و می ریزد به پای کسی که


هیچوقت قرار نیست بفهمد دوستش دارد !!!


عـطـر خـاط ـره هـا

مـی گـویـنـد بـاران کـه بـبـارد


بـوی ِ خـاک بـلـنـد مـی شـود


پـس چـرا ایـنـجـا


بـاران کـه مـی بـارد


عـطـر خـاطــره هـا مـی پـیـچـد ؟