بهم نخندید

بهم نخندید...

اما،

تـا چـند روز بـعد از رفـتنش…

گــوشـی کـه هــیچی..!!

دستـه کلیـد تو جیــبم هم ویــبره مـیزد…!
تـوهـــمـه احــمـقــانـه ایه…!
دیــــــونه نیســـــتــــم......!!

باور کن

 

 

باز  کن  پنجره ها  را  که نسیم

 

روز  میلاد  اقاقی ها  را

 

جشن  میگیرد

 

و  بهار

 

دوستای  گلم  ادامه ی  شعرو  

 

 ادامه  مطلب  ببینید

 

بهار

چمدان

 

 

 

یک نفر مرا در ایستگاه شب

 

 

جا گذاشته است

 

 

درست مثل چمدانی که

 

 

تو جا گذاشتی اش پیش من

 

 

برای من نه

 

 

برای چمدان ات برگرد !

 

 

مد

مد شده ای در شهر....



به همه می آیی جز من!



شایدم مقصر منم که قدیمی ام...!

مرسی!

فارسی بلد نیست!



فرانسه را بهتر میفهمد!!



میگویم دوستت دارم....


میگوید مرسی!

راه سرنوشت

 
 
 
بی رد پای تو
 
 
 
 

گم می کنم
 
 
 
 
 

راه سرنوشت را
 
 
 
 
ای کاش برف می بارید ...
 
 
 
 
 
 

بخوان

 
من حرفهاي زيادي براي گفتن دارم ...

 
 
 
چشمهايم را ورق بزن
.
.
.
 
حرفهاي ناگفته ام را خودت بخوان!
 
 
 
 
 
 
 

مرده ام


وضعیت خوبی ندارم



مرا ببخش !!



دستم از اشیاء رد می شود



رد می شود از تلفن



فراموشت نکرده ام




فقط کمی....



کمی مرده ام



عکس هایت

عکس هایت را خوب نگاه می کنم به همه چیز دقت می کنم به مویت به چشمت به دستت به لبخندت به طرز نشستنت به نگاه کردنت به من به دستی که دور گردنم انداخته شده به پایی که فقط برای من راه می آمد اما دارم فکر می کنم به قلبت

به قلبی که در عکس های جدید برای چه کسی می تپد!!

خود خود عشق

 
 
همين كه تو نگاه مي كني



و من نگاه مي كنم



تا ببينيم كداميك از ما نگاه مي كند



خود ِ خود ِ عشق است
 
 
 
 

غریبه

چهـ انرژی عظیمی میخواهد
از کنار تو رد شدن


مثل غریبه ها

معجزه ی دست های تو

چند روزیست دست هایم را…


با چند کتاب و نوشته، سرگرم کرده ام اما…


گول نمی خورند…


هیچ چیز معجزه ی دست های تو نمی شود!

زندگی

خدایا...



زندگی ات 



مانند حرفِ پسر بچه ایست،



که گریه کنان به مادرش میگفت



هم "میزنی" هم میگی "گریه نکن"!!!

فیلم خارجی

برای بعضی از آدمها


محبت


مثل فیلم خارجی بدون زیرنویس می مونه ؛


نمی فهمنش

تمام، محبوبم

نامه آخر تو را خواندم ، گفته بودي : « تمام ! » ، محبوبم !

 

گفته بودي كه «…» باز يادم رفت ، آخ ! اول سلام محبوبم ! 

 


گفته بودي كه « عاشقي سخت است، خيري از عاشقي نديدم من

 

چقدر پر غم اند ، تاريك اند ، روزها ، لحظه هام » محبوبم !

  

گاهي از اين سوال مي كردي ، گاهي از آن فداي معرفتت ! 

 

حال از ما ولي نپرسيدي ، از من و شعرهام ، محبوبم !

  

هي ! بدك نيست حال ما چونكه با غم اين زمانه مي رقصيم

  

با غم اين زمانه اينجوري : دي دي دام دام دادام محبوبم !

  

من به اندازه خدا ، به خدا ، آي ليـ… لا اله الا الله !

  

دوستت دارم و نمي داني ، بيست سال تمام ! محبوبم !!

 


ناگهان مرد نامه شد ، تا شد ، بعد كبريت بود و بنزين و

  

زيرلب هي خدا خدا مي كرد  و دلش : بوم – بام - مح - بو – بم !

  

مرد فرياد مي زد و مي سوخت ، نامه ناتمام بودم كه

  

تكه تكه تمام مي شد و گفت : «حالا تمام ، محبوبم ! » 


 

رأی

من رأی میدهم




به کسی که قول دهد




تمام خیایان های این شهر و خاطره هایش را عوض کند !!

زن

گاهی اوقات

زن نیــاز دارَد در آغـوشـ ِ مـَردی غـَرق شـود


مـَردی کـه اگـر کسـی اذیـت کـرد ،
قـول دهـد همه شـان را می زَنـَد




مـردی کـه تـَه ریـش داشتـه بـاشـد
و لبخنـدش فقـط و فقـط بـرای تـو باشـد
مـردی کـه ساعتـ ها در آغـوشـَش لـَم دَهـی




بـدون ِ اینـکه بـروَد سـَر ِ اصـل ِ مطلـَب
مـردی کـه گـریـه هایـت را گـوش کنـد
و دَر خـود حـَل کنـد
مـردی کـه فقـط یـک سـر و گـردن بلنـد تـَر بـاشـد
مـردی کـه تـورا بـا دنیـا عـوض نکنـد
حتـی اگـر زشـت تـرین آدمـ ِ روی ِ زمیـن بـودی
مردی که مرد باشد !





جانم به لب رسیـده !

مثل ماهی


میان تنگِ شکسته


بالا پـریدنم از شوق نیست


جانم به لب رسیـده !

اشتباه سخت

نوشت سلام عشقم


در حالی که


تازه بهم شب بخیر گفته بود


چه اشتباه سختی

بنــد

"مـــن"

دستـــم

بـه جــایی بنــد نبـود

"او"

دلـــش!