دار و ندار منی
خطّ فقر
جائي ميان
بود و نبود توست
جائي ميان
دار و ندار من

0000000000000000'
عزيزم اشتباه نکن
من که ديوانه نيستم
من فقط عجيبم
و عجيب عاشق تو
عزيزم اشتباه نکن
من که ديوانه نيستم
من فقط عجيبم
و عجيب عاشق تو
00000000000000

يادت،
پرچم صلحي ست
ميان ِ شورش ِاين همه.....
فکر
ميان ِ شورش ِاين همه.....
فکر

00000000000000
طوريم نيست ..... خرد و خميرم .....
فقط همين!
کم مانده است بي تو بميرم...
فقط همين!
از هرچه هست و نيست گذشتم...
ولي هنوز
در مرز چشمهاي تو گيرم ...
فقط همين!
طوريم نيست ..... خرد و خميرم .....
فقط همين!
کم مانده است بي تو بميرم...
فقط همين!
از هرچه هست و نيست گذشتم...
ولي هنوز
در مرز چشمهاي تو گيرم ...
فقط همين!
000000000000000

مرور ميکنم
خاطراتمان را؛
اما مگر
کپي برابر اصل ميشود؟!
خاطراتمان را؛
اما مگر
کپي برابر اصل ميشود؟!
00000000000

درد دارد …
وقتي
چيزي را کسر ميکني
که با وجودت جمع زده اي . . .
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم شهریور ۱۳۹۰ ساعت 16:12 توسط ارکیـــــــــــــــــــــــــــده
|